پرنسس وشاهزاده کوچولو مسافران پاییز وزمستان

برایتان می نویسم لحظات شیرین زندگیتان رانفسم


 

یک سالگی فاطمه

یک سالگی محمدرضا

 

ایا میدانید اگر شما درحال حمل قران باشید

شیطان دچار سردرد میشود؟

وباز کردن قران شیطان را تجزیه میکند؟

وبا خواندن قران به حالت غش فرو میرود؟

وخواندن قران باعث اغما رفتنش میشود؟

وایا شما میدانید هنگامی که میخواهید

این پیام را به دیگران ارسال کنید

شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف  کند؟؟؟؟

فریب شیطان را نخور

پس حق داری این پست رو کپی کنی وتوی وبلاگت بزاری.

 

نوشته شده در دوشنبه 13 مرداد 1393ساعت 18:41 توسط مامان ناهید

سلام وصد سلام به همه دوستان مجازی عزیزم، امیدوارم خوب وخوش باشید وسال خوبی همراه با سلامتی وشادابی پشت سر گذاشته باشید الهام جون ومرضیه جون دوست خوبم با اسم مستعار ستاره خانم عزیز، سوده مهربون، مریم گلی، فاطمه جون وخیلی از دوستای خوب دیگه دوستتون دارمقلب

وسلام به بچه های گلم وبسیار شیطونم

دوستان خیلی دلم تنگتون شده بود اما مدتی که نیومدم اینجا ،اصلآ حوصله اومدن دیگه نداشتم😞 ولی همیشه ودر هرزمان تو ذهنم نی نی وبلاگ با حس واون آرامش غیر قابل وصفش همراه با دوستای خوب مجازیم  وخاطرات شیربن بچه های گلم را مرور میکردم واز خودم ناراحت میشدم که چرا این فرصت طلایی وشیرین رااز خودم گرفتم اینکه ارامشی خاص که قابل قیاس با هیچ چیز نبود در ایام عید هم اتفاقهای جور واجور افتاد که باعث شد که باز من را از این فضای پراز خاطره جدا کند الان خوبم اما بازم عکسهارا نمی تونم تو پست جدبد بذارم چون باگوشی اومدم وبا گوشی هم نمی توانم عکس اپلود کنم اگه کسی بلده لطفآ مارا هم راهنمایی کنید اخه همه مراحلشو رفتم اما گالری را خالی نشون میداد😊

خوب از شما بچه های نانارم بگم که فاطمه امسال پیش دبستانی را با قبولی در دوره روخوانی قران جزء سی قران با موفقبت به اتمام رساند ودخترم الان راحت قرآن می خونه وکلی شعر مذهبی یاد گرفته ودرس اخلاق...الانم کلاس حفظ قرآن شروع شده ومن چون دیدم خیلی خسته شده وبرای اینکه آمادگی کامل برای رفدتن به کلاس اول را داشته باشه نخوایتم که بیستراز این خسته بشه فعلآ تو خونه هم در حال استراحت هم شیطنت وهم بازی با داداش وگزینه اصلی کل کل با خان داداش وسربسر هم گذاشتن 

محمد رضا عزیز مامان هم مثل بلبل حرف میزنه ومثل گذشته عاشق آجیش وهواشو داره در همه شرایط ،حرفهای شیرین می زنه ودلربایی میکنه اما انگشت مکیدنشو هنوز ترک نکرده کاریش هم نمیشه کرد 

دوستان گلم انشالله عمری باقی باشه بیام خاطرات را با عکس بذارم اینطوری خاطرات بیشتر یاد آدم میاد موفق وپیروز باشبد 😂😊

نوشته شده در شنبه 28 فروردين 1395ساعت 0:00 توسط مامان ناهید |

سلام خدمت دوستان گلم امیدوارم خوب باشید وسلامت حالتون خوبه بچه های

گلتون خوبن خیلی زسیاد دوستتون دارم  بوسمحبت

وسلام به بچه های خوشگلم فاطمه گلی ومحمدرضای گل وبلبلمحبتبوس

پسر گلم اقا محمدم سومین سال تولدت را بهت تبریک میگمجشنجشن

الهی که 200 ساله بشی مامان قربونت بره نمی دونی چقدر خوشحالم

نمی دونی چقدر به خودم می بالم که پسرم سه ساله شده اقا شده

برا خودش مردی شده حیف که روزهای کودکی وخوش با تو بودن را اروم آروم دارم

از دست میدم وحس می کنم هیچ استفاده ای نکردم مامان روزها ولحظه ها

نیست که به این موضوع فکر نکنه که اگه شما بزرگ بشین چقدر حسرت این

روزها را می خورم که ای کاش چنین کرده بودوم وچنان من خیلی سعی می کنم

که راضی نگه تون دارم اما گرفتاریها ودست تنها بودنم زیاد بهم اجازه نمیده هرچند

که تو هفته یکی دوبار پارک میبرم خونه اقاجونات خونه خاله وهرجای دیگه که شما

دوست داشته باشین وگاهی وقتها هم تو خونه من وشما وآبجی باهم بازی می کنیم

اما بیشتر شما وآبجی جونت با هم بازیهای مختلفی چون دکتر بازی نی نی ومامان

بازی عروسک بازی ،  نمایش عروسکی، یه بازی دیگه که آبجی مغازه دار و فروشنده

میشه وشما مشتری،تو حیاط هم بیشتر وقتها خاک بازی ومسابقه دو ،دارید عکس

ازتون زیاد دارم اما هنوز مشکل گوشی وسیستمم حل نشده انگار بدجوری این

دوباهم سر ناسازگاری گذاشتن غمگینچشمکراستش همین مشکل نداشتن عکس تو

سیستم انگیزه نوشتن خاطرات را ازم گرفته خلاصه کلی مشکلات دیگه دارم که

اون توان قبلی را ندارم اما امروز به عشق شما پسر گلم اومدم تا روز قشنگ تولدتت

را بهت تبریک بگم وبگم که به اندازه تمام دنیا دوست دارم شما دنیای منید بدون

شما نمی توانم لحظه ای نفس بکشم ویه عذر خواهی که سه روز از تولدت

گذشته ومن شرمنده روسیس پسر خوشگلم هستم وچون ایام صفر واربعین

هست من نتونستم برات جشن بگسیرم انشالله اگه خدا بخواد تولد شما با

آبجی نازت را بعد ماه محرم تو روز تولد آبجی میگیرمبغلبوس

 

.: محمدرضا تا این لحظه ، 3 سال و 3 روز سن دارد

عکس از صفحه متولدین امروز

 

جشنجشنجشنجشنجشنجشنجشنجشن

نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان 1394ساعت 17:04 توسط مامان ناهید |

سلام خدمت شما دوستان گلم خوبید انشالله سلامت وتندرستد

باشید وبچه های خوشگلتون هم سلامت وشاداب😘قلب

 

وسلام خدمت دو فرشته خودم فداتون بشم خیلی وقته

نیومدم نت خیلی وقته خاطراتتونو ثبت نکردم آخه کارام

تمامی نداره اما دیگه طاقتم تمام شد وبه قول یکی از دوستان

اگه بگی کار ،اصلآ کار خونه تمام نمیشه سروکله با شمادووروجک

همه که دیگه نور الا نور شده لبخند

 

خلاصه هم دوستان خوبم وهم شما خوشگلای من

منو ببخشیدامروز نتم شارژ شده وفعلآ اومدم اعلام

حضور کنم وعرض ادبی داشته باشم خدمت دوستان

گلم به زودی میام پیشتون دوستتون دارم خیلی زیاد😚قلب

نوشته شده در دوشنبه 30 شهريور 1394ساعت 1:36 توسط مامان ناهید |

سلام به دوستان خوبم طاعات وعباداتتون مقبول پروردگار 

شهادت امام علی (ع) را به همه شما تسلیت عرض می کنمبغلمحبت

وسلام به بچه های خوب وخوشگلمبوس

خوب دیگه امسال قسمت شددراین ایام  شبهای قدر به مسجد بریم وشب زنده داری

کنیم البته شب 19 و21 من وفاطمه با هم می رفتیم مسجد ومحمد رضا پسر گلم هم

که خواب می کردیم می موند پیش بابایی ورفتیم چونکه ظهر ها نمی خوابی وشب

باید زود می خوابیدی ولی شب 23 چون ظهر خوابتو کرده بودی با ما همراه شدی هر

چند که دوست داشتم شبهای قبل هم شمارا ببرم واز مراسمات فیض ببری وآشنا

بشی اما فکر کردم خواب شب برا شما واجتر باشه بابایی هم که هرسال تو خونه

می مونه وشب زنده داری را تنهایی وکنار تلویزیون انجام میده

دیشب رفتیم دنبال یکی از دوستام خاله بنت الهدی با هم رفتیم که بر خلاف شب 21

مسجد یه کم خلوط تر بود وتونستیم بالاخره جایی برا نشستن پیدا کنیم شما گلهای

نازم اول اینقدر اروم نشسته بودین که من وقتی نگاتون می کردم کلی عشق

می ورزیدم ولی کم کم با بچه هایی که دورو برتون نشسته بود دوست شدید وورجه

وورجه تون شروع شد ومن مرتب تذکر میدادن که سر وصدا نکنید سینه زدنهاتون

هم البته خالی از لطف نبود چقدر همه نگاتون می کردن مخصوصآ محمد رضای ریزه

میزه من با اون لباس مشکی به تن ودستهای کوچولوش که علی علی میکرد و

سینه می زد قربونت برم مامان جان علی هم جا همراهتون باشهمحبت

خلاصه تا ساعت 3/5 که برگشتیم خونه تا رسیدی بابایی داشت نماز می خوند

به بابایی گفتی بابا ما رفته بودیم کربلا تعجبیعنی ما همینطور ماندیم که تو این وسط تو

دلت چه گذشته وچه حسی بهت دست داده که اینو به زبون آوردیمتفکر بابایی اینقدر

ذوق زده شده بود که مرتب ازت می پرسید بابایی کجارفته بودی؟ ومی گفتی

کبلا(کربلا) ..............بغل

این بود که پسر من کربلایی شدآراممحبتتعجب

                ##################

بچه های گلم ببخشید عکس جدید ندارم بذارم چونکه دیشب گوشیم هنگ کرد

وباید فرمت بشه هرچی عکس از قبل عید تا حالا داشتم همه توش هستن واز

انجایی که نمی دونم چرا کپی پیس نمیشد رو سیستم ومن به خاطر عدم امنیت

تو خدمان کامپوتریها این اجازه را به خودم ندادم برم عکسهارا اونا برام بریزن رو فلش

حالا به این روز گرفتار شدم  ببخشید دیگهخجالت

دوستان خوبم من احتمالآ یه مدت نباشم قول میدم زود بیامچشمکمحبت

                                  ###########

محمدرضا تا این لحظه ، 2 سال و 7 ماه و 25 روز سن دارد :.

.: فاطمه تا این لحظه ، 5 سال و 6 ماه و 15 روز سن دارد :.

.: پیوند زندگی مشترکمون تا این لحظه ، 6 سال و 7 ماه و 30 روز سن دارد

این هم پست قبلی بعد یه مدت اگه سر نزدین دوست داشتید بفرمایید

نوشته شده در جمعه 19 تير 1394ساعت 18:01 توسط مامان ناهید |

سلام به دوستان خوب ومهربانم امیدوارم شاد وخرم باشید

طاعات وعباداتتون مقبول درگاه حقمحبت

وسلامی خدمت بچه های نانازم وشرمنده روتون که مدتیه براتون آپ نکردم

نمی دونم بذارید به حساب گرفتاریها یا تنبلیهام

به هر حال شرمنده روی همه دوستان خوبم هستم ممنونم

این مدت از تنبلی کمی هم بی حوصله شدم نمی دونم عوارض گرماست که هروقت

می خوام بیام پای نت حوصله م نمیشه چون اونجایی که سیستم بنده قرار داره یه کم

گرمه یکی دیگهش هم هنوز موفق نشدم عکسهارا رو سیستم بریزم هنگ میکنه وپست

بدون عکسو صفایی نداره لااقل برای من خلاصه توجیه برا نیومدنم زیاد دارمخندونک

از حال واحوالاتمون بگم که خدارا شکر خوبیممحبت

ادامه مطلب

نوشته شده در يکشنبه 14 تير 1394ساعت 7:44 توسط مامان ناهید |

دوستان گلم خوبید خوشید دلم برا همه شما تنگ شدهمحبت

ببخشد من یه پست موقت دارم تمام که کردم

به روز میشه واز بابت اینکه رمز هارا عوض کردم عذر می خوام

چون رمز پستهام لو رفته ومجبور شدم رمزهارا عوض کنم

در اولین فرصت میام تقدیمتون می کنم

بوسبوس

نوشته شده در دوشنبه 8 تير 1394ساعت 14:06 توسط مامان ناهید |
نوشته شده در پنجشنبه 4 تير 1394ساعت 17:21 توسط مامان ناهید |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

http://up-is.ir/up94/p1/143261591505861.jpg


ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد 1394ساعت 8:58 توسط مامان ناهید |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 36 صفحه بعد