پرنسس وشاهزاده کوچولو مسافران پاییز وزمستان

برایتان می نویسم لحظات شیرین زندگیتان رانفسم

شعر کربلا

كربلا دويدم و دويدم به كربلا رسيدم كنار چشمه‌ي آب يه مشك خالي ديدم مشكو دادم به چشمه چشمه به من اشك داد اشكو دادم به زمين زمين به من لاله داد لاله به رنگ خونه تو گوش من مي‌خونه : « حسين حسين حسين جان حسين حسين حسين جان » ...
8 آبان 1393

شعر من بچه شیعه هستم

  اولین شعر فاطمه     من بچه شیعه هستم خدا را می پرستم خدای پاک و دانا مهربان و توانا پیامبرم محّمد (ص ) که با او قرآن آمد دین را به ما رسانده او ما را شیعه خوانده دختر او زهرا (س) بود فاطمه کبرا بود فدای دین شد جانش لعنت به دشمنانش ( ۲ ) در روز عید غدیر بر ما علی (ع) شد امیر امیر مومنین است امام اوّلین است امام دوّم ما بخشنده بود و تنها نام ایشان حسن (ع) بود صبور خوش سخن بود ( ۲ ) حسین که شاه دین است امام سوّمین است شهید کربلا شد تربت او شفا شد وقتی که آب می خورم بر او...
8 آبان 1393

عروسک قشنگم

اولین شعری که خیلی دوست داشتی وزود یاد گرفتی این شعر بود: عروسک قشنگم   عروسک قشنگ من قرمز پوشیده  تورختخواب مخمل آبیش خوابیده بابام یه روز رفته بازار اونو خریده   قشنگ تراز عروسکم هیچ کس ندیده   عروسک من چشماتو وا کن وقتی که شب شد اون وقت لالا کن بیا بریم توی حیاط بامن بازی کن توپ بازی وشن بازی وطناب بازی کن   91/2/17     ...
15 مرداد 1391
1