پرنسس وشاهزاده کوچولو مسافران پاییز وزمستان

برایتان می نویسم لحظات شیرین زندگیتان رانفسم

ماجرای قبل از تولد نی نی خوشملمون

سلام به دوستان خوبم ودوستان عزیزم ونی نی های خوشملوم   می خوام جریانات این چند روزی رو تو وب ثبت کنم امیدوارم که   اگرزیاد شد خسته نشوید اخه نمی شه ار بعضی اتفاقات گذشت   ولی می دونم که شما با حال تراز اونی هستید که من فکرش رو   می کنم همسری یه هفته دیگه مرخصی استهلاجی گرفت به خاطر این که   برای تولد این وروجک اینجا باشه ولی مرخصی تموم شد ونی نی   شیطون نیومد نمی دونم چه مشکلی با این بابای مهربون داره روز   سه شنبه باید می رفت ولی دوباره یه ماموریت یک روزه از طرف شرکت   مانع رفتنش شد که چهارشنبه رفت و...
29 آبان 1391

اتفاقاتی که بعداز زایمان اتفاق افتاد ومنو داغون کرد

  سلام به همگی اکنون که اینجا هستم فقط برای خالی کردن عقده های درونیم می دونید چه بلایی سرم امده محمد رضای من در هنگام تولد بهش شک وارد شده بود بند ناف دور گردنش پیچ خورده بود داشت خفه می شد بمیرم مامانی که نصف عمرم تو این چند روز از بین رفت صورتت کبود شده بود که شما رو تا ساعت ٣ بعداز ظهر زیراکسیژن نگه دارن حالا که این مسئله حل شد امروز که بردیمت برای آزمایش تیروئید وغربارگری سنجش شنوایی یه سربریمت پیش دکتر متخصص اطفال برای چکاو یه کم یرقان داشتی ولی بدتر از همه این که بعداز معاینه دکتر به صورت ارژانسی فرستادمون که بریم از دست چپت عکس بگیریم بعد متوجه شدیم که ...
29 آبان 1391

خبر جدید....نی نی مون به دنیا اومد

سلام به همه دوستای خوب مامان ناهید و فاطمه کوچولو... یه خبر جدید برای همتون دارم... اخرش نی نی مامان ناهیدبه دنیا اومد...   این وروجک امروز ساعت2 45 دقیقه صبح چشمش رو به این دنیا باز کرد..   و با اومدنش به این دنیا امروز روز خیلی قشنگی بود برا همه ما..   بهت خوش اومد میگم عزیزم محمدرضا جان...   ولی من هنوز ندیدمش قراره امشب ایشالا برم و   ببینمش وای که دل تو دلم نیست...   و اما آبجی ناهید که بیچاره چقدر سختی کشید برا این وروجک...   ولی خداروشکر هردوتاشون سالم هستن... خدایا شکرت...   ...
25 آبان 1391
1