محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره
فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره
پیوند زندگی مشترکمونپیوند زندگی مشترکمون، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

پرنسس وشاهزاده کوچولو مسافران پاییز وزمستان

با وجود بچه ها وخانواده ام خوبم

یاسمن جون تولدت مبارک عزیزم

  عزیزم یاسمن جون تولدت مبارک     امروز روز توست روز میلادت دنیا تبسم کرده است امروز با یادت امروز بی شک آسمان آبی ترین آبیست چرخ و فلک همچون دلم درگیر بی تابیست تولدت مبارک         کلیک کنید ...
8 اسفند 1392

جشن تولدی دوباره..............( تولدتون مبارک)

      سلااااااااااااااااااااااااااااااام   سلام به همه دوستان خوب وجوووووووووووووووووووووووون جونی وبه   همه بچه های گلتون   وسلام به پرنسس فاطمه گلی وشاهزاده کوچولویم   بچه های گلم بالاخره قولی که بهتون داده بودم رو عملی کردم   پس ببینید   فرشته های کوچولوی من قبل از هرچیزعذر می خوام از اینکه این   پست خیلی طول کشید   فاطمه جونم امسال هم مثل سالهای قبل تولدت تو ماه محرم صفر بود   که نمی تونستیم برات یه تولد خوب بگیریم هر سال بعد ما محرم یه تولد   چندن...
8 اسفند 1392

پسر خوشگلم 15 ماهگیت مبارک

سلام به همه دوستان گلم وبه نی نی های خوشگل   سلام به دختر نازم فاطمه جون پسمل شیرینم محمدرضای ناز نازی   پسر گلم امروز 25 بهمن بود وقشنگترین روز چرا که 15ماهگیت تموم شد وشما 15 ماهه شدید ماهگیت مبارک گل نازم   فدات بشم که چقدر   زمان زود می گذره ومن هروز غبطه دیروز رو می خورم که چرا چنین   نکردم وچنان نکردم چرا این کارو براتون نکردم چرا نبردمتون پارک چرا   باهاتون بازی نکردم چرا همش شماروتو آغوشم نگرفتم چرا وچراهای دیگه ..................   تا بفهمیم بزرگ شدی   ونمیشه به عقب برگشت وجبران کرد وای از دست زمانه که چقدر زود   ز...
25 بهمن 1392

مشاجره مادر ودختر ................

 سلام به همه دوستان مهربونم وسلام به دو وروجک نازم توت فرنگی   ونخود فرنگی خود خود خودم   فداتون بشم الان که خوابید یه دنیا دلم براتون تنگ میشه گرچه لحظه   شماری می کنم که کاش یه لحظه بخوابید تا یه ریزه دنیا مال من   باشه ارامش خیال و حضور ذهن برای نوشتن بهترین لحظات   زندگی وبا شما بودن مال من باشه وخودمو به نت برسونم   برای ثبت روزهایی که دیگه هرگز تکرار نمیشه               مدتیه دوست داشتم  مشاجره ها،حرفها قهر وآشتی ها ودوست   داشتنیها ودل دادن وقلوه گرفتن بین خودم و خودتو بنویسم ولی تو ...
25 بهمن 1392

عزیزم ولنتاینت مبارک.............

  سر میگذارم بر روی شانه های تو آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو دلم پرواز میکند در آسمان قلبت میشنوم صدای تپشهای قلبت اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت تا خودم را از خودت بدانم تا همیشه برایت بمانم چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم   نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند! آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی! از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم! باارزش تر از تو ، تو ...
25 بهمن 1392

عزیزم تولدت مبارک....................

برای تولدت...   یک نفر هست   که بی بهانه گریه می کند   تا اشک هاش برسد بر گونه های خیس تو   اشک من خیسی چشمانم   باران می آید ؟یانه، بغض فرو نخورده با تلنگر چشمان   هدیه ای است تا  باور کنی یک نفر هست    که هنوز شب هاش خواب همان دیروز ها را می بیند   که گوشه پارک روسریش را راه راه می پوشید   تا پیچیده نشود قسمت زندگیش   برای من   و لبخندش با گل های روسریش ست می شود   که گل و لبخند   و رنگ قرمز گونه هاش همان عروسک چشم...
19 بهمن 1392