عکسهای جا افتاده وشرح حال بچه های نازم
سلام به همه دوستان خوبم امیدوارم خوب وخوش باشید وسلام به بچه های گلم مدتیه که آپ نکردم نمی دونم چطور شروع کنم انگار روال کار ونوشتن از دست در رفته من هرچی تو عکسها گشتم کدوم را برا پست جدید انتخاب کنم فعلآ انتخاب کردنش سخت بود وحالا تصمیم دارم خال وروز بچه هارا بگم که محمد رضا زبون باز کردی یه حرفهای شیرینی می زنی به شدت من وآبجی وباباتو دوست داری وبه من وابسته ای هر وقت شیطنت کنی بهت میگم من برم دیگه؟ برم خونه آقا جون و دیگه نیام پیشت ؟با حالت اخم میگی نخواااااام (نمی خوام) این کلمه را پشت سر هم تکرار میکنی بعد منو تو بغل می گیری بوسه بارونم میکنی ای خودتو تو د...
عکسهای آتلیه رسید
سلامی خدمت دوستان عزیزم
سلام به همه دوستان نازنین وخوبم امیدوارم حالتون خوب باشه حال کوچولوهای خوشگلتون هم خوب باشه دلم یه دنیا برا فاطمه وداداشش محمد کوچولو برا علیرضا جون برا صدرا وکیانا جون ،پارسا ویاسمن جون برا ماهان عزیزم برا امیر مهدی وداداشش محمد طاهای خوشگلم ،برا علیرضا (آقا زاده) که رفت مکه وحاجی شده برای مبینای خوشگلم امیر صدرای ناز،مرسانا وداداشش ارشیاجون ،فاطمه نازنین با مامان زهره ش امیر علی ناز،ثنا جونی، ملیکا وداداشش محمدکوچولو ، کیان جون ومطمئنم آبجی کوچولوش به دنیا اومده واای که چقدر مشتاقم ببینمش فرناز وآبجی فاطمه ش هیمن جونی وهمه شما مامانای مهربون تنگ شده بود وااااا...
ولادت حضرت فاطمه بزرگ بانوی اسلام وروز مادر مبارکبادا
سلام به دوستان خوبم تقدیم به دوستان خوبم زن یعنی ناز هستی در وجود زن یعنی یک فرشته در سجود زن یعنی یک بغل آسودگی زن یعنی پاکی از آلودگی زن یعنی هدیه ی مرد از خدا زن یعنی همدم و یک هم صدا زن یعنی عشق و هستی، زندگی زن یعنی یک جهان پایندگی زن یعنی اردیبهشت، فصل بهار زن یعنی زندگی در لاله زار زن یعنی عاشقی، دلدادگی زن یعنی راستی و سادگی زن یعنی عاطفه، مهر و وفا زن یعنی معدن نور و صفا زن یعنی راز، محرم، یک رفیق زن یعنی یار یکدل، یک شفیق زن یعنی مادر مردان مرد زن یعنی همدم دوران درد زن یعنی حس خوش، حس عجیب زن یعنی بوستانی پر نصیب زن یعنی باغهای آرزو زن یعنی نعمتی در پیش رو زن یعنی بنده...
نویسنده :
مامان ناهید
23:20
شیطنتهای محمد رضا وآسیبهایی که بر اثر این شیطنتها دیده
سلام به دوستان گلم وبه بچه های بلبلم لابد یادتونه گفتم یه پست بالا بلند نوشته بودم حذف شده بعد اون هروقت اومدم آپ کنم نمیشد الان این پست را هم چرک نویس کرده بودم که تکه تکه اومدم نوشتم البته خیلی بود من دیگه همین را می ذارم تا هم کسی از دوستان خسته نشه وهم می دونم که اگه ادامه بدم دیگه این بار هم باید قید به روز شدن را زدبا اینکه همین الانشم زیاد شده دوساله بودی یه روز من می خواستم با آبجی فاطمه زباله هارا در سبد زباله ای درِ حیاط بذارم شما هم سوار سه چرخه داشتید بازی میکردید همین که در را باز کردم نمی دانم کی از سه چرخه پیاده شدید وجلوتراز من خودتو به بیرون پر...
نویسنده :
مامان ناهید
7:34
دوبار پستم پرید..............بیست وهفتمین ماهگرد پسر نازم
سلام دوستان خوب وهمیشه همراهم وسلام بچه های گلم الان اینقدر اعصابم خورد شده که دلم می خواد فریاد بزنم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون امروز دوبار یه پست نوشتم چنان طولانی وبا احساسات بالا وهردوبار به جای ارسال دستم خورد به یه جایی که حتی خودم هم نمی دونم به چی خورد وحذف شد فکر کنم تاوان گناه امشبم بود خدایا منو ببخش خدایا اگه اینطور باشه ممنونم که مجازاتم این بود خدایا خواهش می کنم دیگه از گناه امشب من چشم پوشی کن وهمین مجازات برام مثل آخر دنیا بود کوچولوهای ناز من ،من باید به گناه امشبم اعتراف کنم امشب حال خرابی داشتم خیلی بد...
نویسنده :
مامان ناهید
1:49









