محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره
فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره
پیوند زندگی مشترکمونپیوند زندگی مشترکمون، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره

پرنسس وشاهزاده کوچولو مسافران پاییز وزمستان

با وجود بچه ها وخانواده ام خوبم

ساعت کوکی...........

سلام به همه دوستان خوبم   بچه های نازم سلام الان که دارم  می نویسم فقط به عشق شماست که اینجام  ومی نویسم ساعت از نیمه شب گذشته وباید سحری هم بلند بشم بابایی هم امشب کشیک هست اگه زنگ نزنه وبیدارم نکنه محاله بیدار بشم ولی بازم عیبی نداره نوشتن خاطراتتون به یه دنیا می ارزه بذار من یه روز تشنگی وگرسنگی رو بیشتر تحمل کنم عاشقتونم دوستای مامان ودوستای خودم سلام جانم براتون بگه..................   الان دوشبی میشود که منم همراه بابا ومامانم سحری سر سفره حضور پیدا می کنم من شدم ساعت کوکیشان چند ثانیه قبل از اینکه ساعت زنگ بخورد من پیش د...
16 تير 1393

مامان خدا چه شکلیه............

سلام به همه دوست جونیای خودم وکوچولوهای خوشگلتون   و سلام به قند عسلهای خودم مش محمد رضا و مش فاطمه که هنوز   نصیبتون نشده برن مشهد اینو گفتم شاید امام رضا اینبار دیگه نیم   نگاهی به ما بندازه ومارو بطلبه   امام رضا ما مخلص شما ئیم قربونت برم چندساله دارم دعا می کنم   والتماست تورو خدا شرایط رو برامون جور کن بطلب   ما هم بیایم دیگه..........     امشب افطار خونه آقا جون حیدر دعوت بودیم مادرجون هرسال ماه مبارک رمضان   با اینکه حال مساعدی نداره خودشو به زحمت می ندازه ویا آش یا...
15 تير 1393

روزمرگیها وخوشمزگیهاتون................

سلام به همه دوستان گلم  وجوجوهای خوشگلتون انشالله طاعات وعبادات شما مقبول درگاه حق ومارا هم در دعاهاتون فراموش نکنید وسلام به ناز دوردونه های خودم دوستان ممنون که جویای احوال ما شدید ودلواپسمون بودید اینم از آپ کردن که آیسان جون نگران بودی خدارا شکر دوقولوها بهترن البته من یکبار بیشتر اونارو ندیدم چقدر دلم براشون لک زده روز دوم تولدشون بود که رفته بودم، همراه با جناب همسری وفاطمه  ، محمدرضا هم چون تازه شروع بیماریش بود وگلودرد داشت گذاشتیم خونه آقاجونش پیش عمو محمودش تا شاید بچه ها مریض نشن  اون روز من وآبجی زهره وباز زهره خالهء دو...
10 تير 1393

هورااااااااااا........دوقولوها دنیا اومدن................

خدایا شکرت به ب زرگیت هورااااااااااااااااااااااااااا دوقلوهای داداشم دنیا اومدن ساعت 8/30َ صبح خدایا شکرت یه روز بعد نوشت اینم عکس دوقلوها روز دومشون سمت راست علیرضا وسمت چپ امیر حسین تورو خدا دوستان براشون دعا کنید مخصوصآ امیر حسین که یه کم کوچولوتره هنوز نمی تونه شیر بخوره به زور با سرنگ یه کم بهش شیر میدن اونم نمی دونم براش کافی هست یا نه در کل خیلی بی حاله عمه فدات بشم تورو خدا خوب شو ...
5 تير 1393

سفرسه روزه ما

سلام به دوستان گلم خوبید ببخشید من بازم دیر شد بهتون سر نزدم   معمولآ هروقت ناراحتم یا عصبی حوصله هیچی رو ندارم دوست دارم   با انرژی بیام خدمتتون   گفته بودم سه روزی میریم مسافرت اجباری  که جور شد ورفتیم اونم   عسلویه گرمترین نقطه استان که 4 ساعت تا شهر ما فاصله  دارد   همیشه دلم می خواست برم وپالایشگاها وکارهای بزرگی که مهندسان   وبزرگان کشورمون اونجا انجام دادن رو ببینم وبالاخره نصیبم شد که بریم   اما با وجود هوای بسیار گرم نتونستیم جاهای دیدنیشو سر بزنیم فقط   موقع گذشتن از ...
3 تير 1393

19 ماهگیت مبارک عزیز دلم...........واما تلفظهای شیرینت..........

سلام به همه دوستان گلم راستش چقدر دلم می خواد وقت کافی بیارم بیام نت وپست بذارم وهرروز هروز بهتون سر بزنم ولی بچه ها شیطون شدن زود نمی خوابن که ما هم با خیال راحت  بتونیم تمرکز حواس پیدا کنیم وچند سطری بنگاریم وحالا که میایم نت طبق عادت همیشه اول به وب دوستان سر می زنیم تا چند تا کامنت بذاریم می بینیم کلی دیر شده و وقت گذاشتن یه پست درست وحسابی نیست الان دیر وقت هست احتمالآ 4شنبه عازم یه سفر کوتاه سه روزه باشیم اگه قطعی شد فردا کلی کار هست که باید انجام بدم شاید نتونستم بیام نت  دوستان به هر حال اگه نرفتیم که در خدمتتون همچنان هستیم اگه هم رفتیم اگه خدا بخواد زود میایم ...
27 خرداد 1393