پرنسس وشاهزاده کوچولو مسافران پاییز وزمستان

خاطراتی دیگر در ماه رمضان😍

1397/4/1 20:17
نویسنده : مامان ناهید
111 بازدید
اشتراک گذاری
سلام به بچه های گل ونازنیم
شب بعداز افطار اینقدر فشار بهم اومده بود سنگین وخسته لمیده بودم روی مبل️ دیدم چنان غرق فیلم شدید که با توپ هم نمیشه تکونتون داد واین عکسها هم مدرک برای روزی که ببینید زمانی تلویزیون دنیاتون بوده
✍️ ارسال مطلب و عکس در وبلاگ
سلام به بچه های گل ونازنیم

شب بعداز افطار اینقدر فشار بهم اومده بود سنگین وخسته لمیده بودم روی مبل️ دیدم چنان غرق فیلم شدید که با توپ هم نمیشه تکونتون داد واین عکسها هم مدرک برای روزی که ببینید زمانی تلویزیون دنیاتون بوده
اینجاهم توگرمای ۵۰درجه ماه رمضان بود که با دایی وعمو یوسف رفتیم توی باغ تو یه جوی کوچولو وشما با پسرهای خاله ودایی کلی کیف کردید واقعا برای ماهم خوشایند بود
عمو یوسف مآمور بردن محمدرضا وبچه ها توی آب بود ویکی یکی شماهارا با آب انس میداد بعد هم ولتون میکرد که خودتون شنا کنید تنها کسی که راضی نشد تنهایی بره توی آب امیرحسین دایی عیسی بود افتضاح می ترسید
ودر اخر زولبیاهایی که قولتون دادم وتو ماه رمضان درست کردم حسابی چسبید

بچه های گلم ببخشید این خاطرات را تو ماه رمسان بود ارسال کردم اما بخاطر فیلترشدن تلگرام ومحدودیتهاش ارسال نشد تا الان که فیلترشکن نصب کردم وبالاخره شد
پسندها (5)
نظرات (2) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان صدرامامان صدرا
1 تیر 97 22:06
نماز و روزه هاتون قبول باشه❤
مامان پریسامامان پریسا
3 مرداد 97 16:43
سلام خوبید چه خوبه که شما هنوز دارید ادامه میدید از دوستای قدیمیمنتظر
مامان ناهید
پاسخ
سلام جانم ممنون که قابل دونستید وهنوز یادتون به ماهست خوش امدید عزیزم محبت
1