پرنسس وشاهزاده کوچولو مسافران پاییز وزمستان

برایتان می نویسم لحظات شیرین زندگیتان رانفسم

تقارن 2تاهای پسر گلم مبارک

سلام به دوستان گلم  امیدواروم خوب وخوش وسرحال باشید دوستتون دارم وسلام به جوجوهای خودم الان که اومدم نت تازه از فاتحه برگشتم شوهر خاله م فوت شدن چون نت نداشتم اومدم خونه بابا جونم که بنویسم اینو گفتم که شما بچه های گلم بدونید من در هر شرایطی که باشم تاجایی که امکان داره خاطراتتون وروز شمارهای زندگیتو ومناسبته اتونو ثبت می کنم اینو درک کنید که هیچ وقت به خاطر خودم چیزی نخواستم هیچ وقت نخواستم ازتون بگذرم مگر اینگه شرایطم طوری باشه که مجبور بشم به کارم بپردازم خوب این پستی که به خاطرش مجبور شدم بیام ودر...
27 دی 1393

پست تولد فاطمه وبیست وششمین ماهگرد محمد رضا........مبارک

سلام به همه دوستان خوبم امیدوارم خوب وخوش باشید وسلام به بچه های خوشگلم این پست دو مناسبت داره یکش اینکه 4 دی همین ماه تولد فاطمه من  بود ولی چون عروسی عمه سلیمه م تو همون روز بود مامانم دیگه نتونست برام تولد بگیره ولی مربی مهدمون بهمون قول داده بود که حتمآ برامون تولد بگیره تا اینکه23 یعنی سه شنیه همین هفته تولد گرفته شد وگویا مامانها از مدیر مهد خواسته بودن برا بچه ها یکجا تولد بگیرن تا همه بچه ها با هم خوشحال باشن واین شد که با کمک مربیان یه تولد برا ما گرفته شد ومامانها هم شرکت کردن   دوم اینکه امروز بیست ششمین ماهگرد داداشی بود ماهگرد 26 ماهگیت مبارک داداش جونم ...
25 دی 1393

شیرین زبونیهای فاطمه ودادشی...........

سلام به دوستان خوب ومهربونم انشالله که خوب هستید وسلام به بچه های گلم فاطمه ومحمد رضا                            یه سری از حرفها ی شیرین فاطمه بچه هارا ثبت موقت زده بودم که دیدم خیلی زیاد شده بازم ببخشید اگه خسته می شید یه بار خونه آقا جون بابای بابایی دعوت بودیم قبلش رفتیم خونه آقا جون بابای مامانی من یه لباس سیلوانای تقریبآ چسبون پوشیده بودم به خاله فاطمه گفتم احساس می کنم بالاتنه م تو چشمه شما اینطور فکر نمی کنی د گفت آره اگه مرد داشته باشن باید شال بپ...
12 دی 1393

تولدت مبارگ دختر نازم

تولد دختر نازم مبارک فاطمه ، 5 سالگیت مبارک :.   محمدرضا تا این لحظه ، 2 سال و 1 ماه و 9 روز سن دارد :. .:   این پست یعد تکمیل می شود   یک روز بعد نوشت.... بفرمایید ادامه مطلب سلام به دوستان گلم وبچه های خوشگلم امیدوارم خوب وخوش باشید دیروز تولد دختر نازم بود که قرار بود یه مراسم مختصر برات بگیریم ولی نمی دونم چطور شد که عروسی عمه سلیمه تاریخش که هشتم بود تغییر کرد وشدچهارم  ، خوب دیگه اون روز نمیشد هم عروسی داشته باشیم وهم تولد اینقدر کارها زیاد شده بود با این وقت کم که نشد مراسم حتی چهاره نفری هم گرفت منم ترجیح دادم لااقل کاری کنم که عروسی بهتون خوش بگذره روز حنابندان ب...
4 دی 1393
1